|
|
|
"مباحثه جامعهشناختي پيرامون حوادث پس از انتخابات" برگزار شد
|
|
رویداد |
فرهنگی |
|
۱۳۸۸/۱۲/۲ |
|
2:43:04 |
|
کد خبر |
1723 |
|
|
|
"مباحثه جامعهشناختي پيرامون حوادث پس از انتخابات" با حضور 2 تن از اساتيد علوم اجتماعي در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خراسان، در اين جلسه كه یکشنبه گذشته به همت سازمان دانشجويان جهاددانشگاهي مشهد برگزار شد، دكتر علي يوسفي، رييس شاخه خراسان انجمن جامعهشناسي ايران و عضو هيات علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد و دكتر ابراهيم فياض، استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي مشهد به بيان ديدگاههاي خود در خصوص حوادث پس از انتخابات پرداختند و در پايان به سوالات تعدادي از دانشجويان در همين زمينه پاسخ دادند.
در ابتداي اين جلسه ابراهيم فياض با بيان اين كه خوشحالم كه حوادث پس از انتخابات در ايران رخ داد، ارائه نظرات خود را در اين خصوص آغاز و تصريح كرد: اميدوارم باز هم از اين قبيل اتفاقات در ايران بيفتد چون باعث پيشرفت كشورمان ميشود و به طور حتم گسلهايي در جامعه بوده كه باعث اين اتفاقات شده و حالا اين گسلها در حال پر شدن است و در علوم اجتماعي نبايد بابت اتفاقاتي كه پيش ميآيد ناراحت شويم چون مثل تمام فصول سال تا زمستان نيايد بهار هم پس از آن نخواهد آمد و در اين شرايط تمايز يافتگي مفهومها پيش ميآيد و تمايز يافتگي مفهوم ها به پيشرفت ميانجامد و ما بايد تغيير را بپذيريم و وارد مرحله تغيير بشويم و به تشخصسازي مفاهيم بپردازيم و اين كار بر عهده علوم اجتماعي است.
وي افزود: عرفان هميشه شاخص معرفتي جامعه ماست و در گذشته يک نظام معرفتي به نام عرفان و يک نظام ساختاري به نام پادشاهي داشتيم که اين عرفان با پادشاهي سيستمي به نام اشرافيت ايراني درست کرد و با برانداختن نظام پادشاهي، چهره ما ديگر چهره ماقبل از انقلاب نيست و ولايت فقيه كه عقلانيتي غيرپادشاهي است، آمده كه به اين ترتيب تصوف هم تبديل به عقلانيتي در فقه شده است و در حال حاضر يک انقلاب معرفتي در حال رخ دادن است و كساني هم كه ولايت فقيه را قبول ندارند قاعدتا به شاهنشاهي تن ميدهند و در وقايع اخير هم اين افراد به طور فعال عمل مي کنند مثل انجمن پادشاهي كه دست به كشتن مسعود علي محمدي زد و اين افراد به انگلستان وابسته هستند.
فياض با معرفي انگلستان به عنوان محور خارجي اتفاقات پس از انتخابات، اظهار داشت: بعد از انقلاب سيستمي درست شد كه كساني كه به نقد ولايت فقيه ميپرداختند مركزشان به انگليس برميگشت و همان طور كه ميدانيم انقلاب مشروطه هم از سفارت انگلستان آغاز شد و سيد جمالالدين اسدآبادي هر جا كه با پادشاهان مبارزه كرد هدفش هموار كردن راه انگليسها بوده است.
وي ادامه داد: مشروطه از سفارت انگليس شروع شد و به سفارت انگليس هم برگشت و كاري كه انقلاب مشروطه كرد اين بود كه ما ايرانيان كاملا انگليسي شديم و در جريان ملي كردن نفت هم نفت را از انگليسيها گرفتيم و به آمريكاييها داديم.
استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران گفت: پس از انقلاب ارتباطمان با آمريکا قطع شد و جوانان ما به انگليس و استراليا سفر کردند و در اين سالها انگليس از منابع ايران استفاده کرد تا اين که در دولت نهم احمدينژاد اعلام کرد که ما بايد با آمريکا ارتباط داشته باشيم و به يکباره از همان زمان جريان انگليسي شروع به فعاليت کرد و جريانات اخير هم در واقع، جنگ پنهان بين آمريكا و انگليس است و جمهوري اسلامي نميخواهد وابسته به آمريکا شود بلکه با حفظ استقلال خود ميخواهد با آمريكا ارتباط داشته باشد و آمريكا هم بايد اجازه دهد كه ما وارد بازار تجارت جهاني شويم.
وي اضافه كرد: اين در حالي است كه كساني كه با انگليس در 30 سال اخير ارتباط داشتهاند، دوباره وارد صحنه شدند و در اتفاقات اخير هم انگليسيها سهم عمدهاي داشتند و آمريكاييها هم كمي نقش داشتند.
وي اظهار داشت: هميشه چپهاي ماركسيست مورد تهاجم واقع ميشدند و گفتند چپها خطرناكند و حتي وقتي CIA براي علما نامه مينوشت و نامه را در منزل آنها ميانداخت، علما فكر ميكردند اين كار تودهايها بوده است.
فياض با اعتقاد به اين كه بلوك اقتصادي جهان در حال تعويض است، عنوان كرد: در حال حاضر بانكهاي ژاپن پر از ثروت هستند و ژاپنيها كه 50 سال وابسته به آمريكا بودهاند دولتي كه روي كار آمد، ضدآمريكايي است و از يك طرف اتحاديه اروپا يك سوم اتحاديه آسياست و مركزيت سياسي غرب در حال از بين رفتن است.
وي اضافه كرد: چارچوب جهاني در حال به هم خوردن است و ايران در حال تبديل شدن به قدرتي است كه با پاكستان، هندوستان، چين و كره شمالي كمربند اتمي ايجاد ميكند و ساختار جهاني نيز در حال به هم خوردن است.
استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران تاكيد كرد: اگر ايران موفق شود و با آمريكا ارتباط مناسبي داشته باشد، انگليسيها كنار ميروند و از حالت عرفاني و تصوفي كه تمام روشنفكران ديني پيدا شدند تا ساختار را درست كنند، خارج ميشويم و محور خارجي اتفاقات اخير اين است كه انگليس دارد قيافهاش را در ايران ميبازد و نميخواهد چيزي هم از دست بدهد و از طرف ديگر آمريكا هم ميخواهد با ايران ارتباط مستقيم داشته باشد.
فياض مهمترين مبناي داخلي كشور را رفتن به سوي عقلانيت و دولتي عقلاني دانست و ابراز داشت: بايد ديد مردم چه تصميمي ميگيرند و ميخواهند جهاني وابسته به انگلستان داشته باشند و يا جهاني مستقل و مرتبط با آمريكا.
وي از اشرافيت تصوفگرا نيز به عنوان محور داخلي اتفاقات پس از انتخابات ياد كرد.
به گزارش ايسنا - منطقه خراسان، در ادامه دكتر يوسفي، رييس شاخه خراسان انجمن جامعهشناسي ايران به بيان ديدگاههاي خود در مورد حوادث اخير كشور پرداخت و گفت: بحث من شايد خيلي متفاوت از صحبتهاي دكتر فياض باشد و بيشتر از منظر جامعهشناسي صحبت خواهم كرد و ادله كافي هم براي اين موضوع دارم.
وي در خصوص اهميت اين مباحثات و گفتگوهاي نقادانه، بيان داشت: در شرايط كنوني اگر فرصت و مجال گفتوگوهاي آزاد دست بدهد به منطقي كردن فضاي جامعه كمك بسزايي ميشود.
يوسفي اظهار داشت: فردي متعهد به بقاي جمهوري اسلامي و متعهد به آرمانهاي انقلاب اسلامي هستم و گفتوگو را به عنوان وسيلهاي براي بقاي ارزشهاي اسلامي انقلاب ضروري ميدانم و كسي كه پايبند به كشور است بايد، مسوولانه انتقاد كند.
وي ادامه داد: گفتوگو بايد از منظر جامعهشناسي و متكي بر فهم جامعه شناختي ما باشد و نه اين كه از موضع يك سياستمدار صحبت كنيم و چيزي كه اهميت دارد اين است كه در اين مباحثه علايق سياسي خود را كنترل كرده و از محكوم و يا تاييد كردن وقايع و اعلام نام اشخاص پرهيز كنيم و آن را به عنوان واقعيت در نظر بگيريم صرف نظر از اين كه مورد تاييد باشد يا خير.
عضو هيات علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد با تاكيد بر اين كه بايد سعي كنيم محدوديتها و اجبارهايي را كه مانع گفتوگوي آزادانه ميشوند، دور كنيم، تصريح كرد: اجبارهاي سياسي ايدئولوژيك يكي از اجبارهايي است كه مانع فهم ما از وقايع اخير ميشود كه اين اجبارهاي سياسي عمدتا از زبان مسوولان شنيده ميشود و بايد خودمان را از تنگناي گفتماني كه خود حكومت ايجاد كرده خلاص كنيم و رويدادهاي اخير را به عنوان واقعيتي اجتماعي ببينيم و براي درك ابعاد و لايههاي اين وقايع بايد به سراغ فرايندهاي اجتماعي و مهار آنها برويم.
وي در خصوص جريانات مربوط به اعتراض به نحوه انتخابات عنوان كرد: در مورد اين اتفاقات بايد به چند نكته اشاره كرد كه اولين نكته چگونگي مفهومسازي اين وقايع و تعريفي است كه از اين رخدادها ميكنيم و در نحوه تعيين ما تاثيرگذار است؛ اين كه اين رخدادها را يك هيجان عمومي و هيجان سياسي زودگذر بعد از مسابقهاي انتخابي بدانيم كه در آن بازندهها ناراحت شده و باعث به وجود آمدن اين اتفاقات شدهاند و يا اين جريانات را اغتشاش سياسي بدانيم كه هدفش ايجاد اختلال در نظم موجود است و يا اين كه اين جريانات را شورشي شهري يا يك بسيج اجتماعي بدانيم كه توسط افراد با نفوذ جامعه سازماندهي شده كه در بسيج اجتماعي تاكيد بر نافرماني در جامعه است.
يوسفي افزود: از يك منظر هم ميتوان اين جريانات را نوعي جنبش اجتماعي دانست كه به خواست كسي ايجاد نشده هر چند در رشد خود از كنشهاي افراد جامعه متاثر باشد.
وي اظهار داشت: جنبش اجتماعي نتيجه فعل و انفعالات در بطن جامعه است و معمولا تلاش گسترش يافته و غيررسمي و با دوام است كه خواسته جمعي را اعلام ميكند و ممكن است اشكال مختلف سياسي را در برگيرد.
وي اعتراضات اخير به انتخابات را يك جنبش اجتماعي دانست و ادامه داد: اين اعتراضات نه هيجان عمومي و شورش اجتماعي و نه بسيج اجتماعي را در جامعه ما به هيچ وجه ندارند و شورش و آشوب و اغتشاش هم نيست و هيچ كدام از اينها نام مناسبي براي اين جريانات اخير نيستند.
يوسفي گفت: اتفاقات پس از انتخابات به درجهاي از استقلال و پويايي رسيده و از مهمترين ويژگيهاي اين جنبش اجتماعي داشتن نهادهاي معين مسيرهاي ارتباطي روشن و يافتن ارتباط بسيار گسترده با طبقه متوسط فرهنگي جامعه است و اين جنبش از بدنه فرهنگي جامعه ارتزاق ميكند و طرفدارانش از طبقه متوسط فرهنگي هستند بنابراين معناسازي و نمادآفريني دارد و در حال زايش و بالندگي نيز هست.
وي تاكيد كرد: اگر به درستي بخواهيم با اين جنبش اجتماعي برخورد داشته باشيم بايد دركش كرده و به رسميت بشناسيم تا در مسير رشد كشور سوق يابد و چون اين جنبش كشور را به دو قسمت تقسيم كرده و حكومت را تحليل كرده، چگونگي برخورد با اين جنبش اجتماعي بسيار مهم است و همه كشورها از اين جنبشها در مسير رشد خود استفاده ميكنند.
عضو هيات علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد با بيان اين كه در كشور ما با پيش داوري به اين جنبش اجتماعي مفهوم انقلاب مخملي دادهاند و آن را به سمت خشونت و تندروي سوق دادهاند، ابراز داشت: اگر فهم عميقي از اين جنبشها نشود اين تنشها همه عرصههاي زندگي جامعه ما را ميگيرد ولو اين كه در كوتاه مدت چنين به نظر آيد كه همه چيز تحت كنترل است.
وي عنوان كرد: ريشههاي اجتماعي منازعات اخير را نميتوان محدود به دوره انتخابات كرد بلكه به مناسبت انتخابات اين جريان بارور شد و ريشههاي عميق آن مربوط به عملكرد چند ماه مانده به انتخابات كشور بوده است.
يوسفي در توضيح گفتههاي خود در خصوص ريشههاي اجتماعي منازعات، خاطرنشان كرد: از جمله ريشههاي عميقي كه محدود به دوره انتخابات نميشود، برآورده نشدن مطالبات اجتماعي و ضعف دولت در برآرودن انتظارات است كه اين ضعف در دولت نهم بيشتر از همه نمود پيدا كرد و در اين دولت شرايطي براي بالا رفتن انتظارات ايجاد شد كه خيلي از اين انتظارات برآورده نشد.
وي اضافه كرد: يكي ديگر از عواملي كه باعث ايجاد اين جنبش اجتماعي شد، ناكارآمدي نهادهاي سياسي كشور است كه اين فقط به دولت حاضر اختصاص ندارد اما در دولت نهم اين بحران بيشتر شكل گرفت.
رييس شاخه خراسان انجمن جامعه شناسي ايران گفت: يكي ديگر از ريشههاي اجتماعي منازعات، دوگانگيها و تعارضات فرهنگي و به ويژه عقيدتي موجود در جامعه ماست كه به شكلهاي مختلفي خود را در جامعه نشان ميدهد و اين دوگانگيها در مواردي ميتواند منشا ناآراميها باشد و در ساختار سياسي هم خود را به صورت دوگانگي حكومت نشان دهد.
وي رمز پيروزي دولت را حفظ تكيهگاه طبقاتي خود دانست و اظهار داشت: در دوره رياست جمهوري رفسنجاني طبقات پايين جامعه طرفدار وي بودند و هاشمي رفسنجاني از همه لايهها استفاده ميكرد و در زمان دولت اصلاحات هم مشخص شد كه خواستگاه طبقاتي دولت، بيشتر تكيه بر طبقه متوسط داشت اما رييسجمهور از تمامي لايههاي جامعه راي داشت و اين در حالي است كه در دولت نهم طبقه متوسط تكيهگاه محكمي براي دولت نيست و جابهجايي خواستگاه طبقاتي دولت را ميتوان يكي از ريشههاي منازعات به شمار آورد.
يوسفي از تشديد فرآيندهاي انسداد اجتماعي به عنوان يكي ديگر از ريشههاي منازعات نام برد و تاكيد كرد: در دولت نهم فرآيند انسداد اجتماعي بيشتر تشديد شد و دولت اگر چه خود را طرفدار محرومان معرفي ميكند اما محروميت در جامعه بيشتر شده است.
وي در خصوص راهحلهاي پيشنهادي خود براي حل منازعات اجتماعي عنوان كرد: براي جلوگيري از تشديد اين منازعه بايد از هم گسيختگي ترميم شود و در شرايط فعلي يك نهاد واسط غيرسياسي و بيش از همه نهاد مرجعيت ميتوانند منازعه را مهار كنند و نيز با منطقي كردن فضاي رسانهاي كشور امكان گفتوگوي عادلانه و منطقي بين طرفين نزاع صورت بگيرد و رسانهها در فضاي باز سياسي فعاليت كنند چون در غير اين صورت فضاي جامعه همراه با شايعات و اخبار غير دقيق خواهد بود كه باعث ايجاد ناآرامي در جامعه و انسداد رسانهاي ميشود.
وي با تاكيد بر اين كه نبايد در مواجهه با اين جريان اجتماعي به شكل تندي برخورد شود، تصريح كرد: حكومت بايد يا شرح صدر و ساز و كارهاي ملايم و روشهاي لطيف با اين جريان برخورد كند و اگر نه به تشديد آن كمك ميكند و اين كه اين حركت را فتنه بخوانيم و براي آن به واژههايي مثل جنگ و انقلاب مخملي تمسك بجوييم مثل لباس تنگي بر قامت اين جنبش اجتماعي است.
يوسفي با اعتقاد بر اين كه در حال حاضر توانايي حل منازعه توسط حكومت كاهش يافته است، ابراز داشت: گاهي خود حكومت يك طرف منازعه بوده و تقابل بين حكومت و بخش وسيعي از جامعه باعث شده توانايي حكومت در دل منازعات كاهش يابد و چون در هر منازعهاي حكومت با همه ظرفيتهايش وارد ميشود و همه نهادها درگير منازعه شدهاند، فوريترين اقدام تشكيل نهادهاي حل منازعه و دومين اقدام در اين زمينه تقويت نقش نهادهاي اجتماعي در اين عرصه است.
در ادامه اين نشست و با پايان اظهارات دكتر يوسفي مباحثه بين فياض و يوسفي و پاسخ به چند سوال از جانب دانشجويان آغاز شد.
ابراهيم فياض، استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با بيان اين كه ايران اخيرا دچار يك انقلاب پارادايمي شده كه معرفت و ساختارش هم عوض شده است، گفت: فرق بحث ما جامعهشناسي و مردم شناسي است، در مردم شناسي چون فرهنگشناسي ميكنيم هميشه تاريخ و جغرافيا را در نظر ميگيريم و مبنا در مردم شناسي اين است كه وقتي وارد فرهنگ ديگر ميشويم، ملاك آن فرهنگ را بپذيريم.
وي افزود: نميتوانيم وقايع داخلي را جدا از وقايع خارجي بدانيم و به نظر من در حال ورود به جهاني شدن هستيم هر چند اين كار به كمك دشمن صورت بگيرد، در مردم شناسي خود واقعيت مهم است و هيچ چيز را مقدم بر واقعيت نميكنيم اما جامعهشناسي مجبور است در قالب تئوريهاي خود فرو برود در حالي كه وقايع جهاني اين گونه نيست.
وي اظهار داشت: قدرتهاي خارجي گفتهاند نهضت داراي رهبر در ايران نميخواهيم و قصد داريم خودمان رهبرش باشيم و نميخواهيم ايران ضعيف شود چون مشكلي اضافه بر عراق و افغانستان ميشود.
فياض عنوان كرد: دكتر يوسفي اين بحث را مربوط به جنبش اجتماعي دانست اما من آن را جنبش اجتماعي نميدانم و به نظر من قشر متوسطي هم كه به احمدينژاد راي داد، قشر متوسط روستايي و شهرستانها بودند كه مجزا از قشر متوسط تهراني هستند كه در دوره رفسنجاني، خاتمي و موسوي بودهاند و در حال حاضر جنگ بين قشرهاي متوسط است.
وي با دفاع از نقش رهبري در جريانات اخير گفت: اگر شهر ري در واقعيات اخير توسط رهبري كنترل نميشد، معلوم نبود چه اتفاقي ميافتاد ضمن اينكه ايشان حفاظت از ميرحسين موسوي را هم 15 برابر كردهاند.
فياض تاكيد كرد: دكتر يوسفي مسالهاي كلي را به جنبش اجتماعي محدود كرد اما معتقدم اين بحث بيشتر از اينهاست چه از لحاظ داخلي و چه از لحاظ خارجي.
يوسفي، رييس شاخه خراسان انجمن جامعهشناسي ايران در پاسخ به بيانات فياض اظهار داشت: منظور من از جنبش اجتماعي اين تخريبها نيست بلكه بسيار گستردهتر بود كه فقط به تخريبها محدودش كردهاند و آيا شما جريان نقد و اعتراض اجتماعي را باور نداريد؟
به گزارش ايسنا - منطقه خراسان، فياض، استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در ادامه گفت: غريزه جنسي، غريزه ارتباطي و غريزه گرسنگي دليل اين اتفاقات اخير بوده و به نظر من اگر قصه جنسي به صورت مشروع در كشور ما حل شود بسياري از مشكلات هم حل خواهد شد.
در حالي كه اين جمله فياض، با اعتراض برخي از دانشجويان و دكتر يوسفي همراه شد، يوسفي بيان كرد: صحبتهاي شما را نميتوان رد كرد اما به ما بگوييد چطور عقدههاي سركوب شده جنسي منجر به اعتراض به نحوه برگزاري انتخابات شد؟
فياض در پاسخ عنوان كرد: جريان نوساز، خودآگاهي اجتماعي زيادي ايجاد كرده بود و در حال حاضر يك خودآگاهي جنسي ايجاد شده كه مطالبات جنسي هم پشتش وجود دارد و مردم نميدانند چگونه مطالبات خود را بيان كنند.
استاديار گروه مردمشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ادامه داد: به قول فرويد اگر روابط جنسي ارضا نشود به عرفان ميانجامد و در جامعه ما هم به ناگهان همه عرفاني شدند.
در اين بين يكي از دانشجويان به فياض به خاطر اين كه اسدآبادي را دست نشانده دولت انگلستان ناميد اعتراض كرد و مدعي شد اطلاعات درباره اسدآبادي را از شريعتي دارد كه فياض در پاسخ به وي گفت: بهتر است كمي در اين مورد مطالعه كنيد، اسدآبادي رييس فراماسونري مصر بوده و موارد اخلاقي زيادي داشته كه حتي خود آخوندها هم وي را قبول نداشتند و من نه شريعتي و نه مطهري را قبول ندارم.
يكي ديگر از دانشجويان از يوسفي در خصوص اين كه چگونه ميتوان از اين جنبش در راستاي رشد كشور استفاده كرد، پرسيد و يوسفي در پاسخ گفت: وقتي يك جريان گفتوگوي عادلانه و منطقي صورت بگيرد، اين گفتوگو شرايط تفاهم بيشتري را ايجاد ميكند و وقتي اين جنبشها و جريانها را بشناسيم ميتوان به خوبي از آنها در جهت رشد كشور استفاده كرد.
يكي از دانشجويان در اعتراض به گفتههاي فياض در خصوص دليل اتفاقات پس از انتخابات سركوب تمايلات جنسي بود، اظهار داشت: چرا با وجود آزادي جنسي در غرب باز هم اعتراض وجود دارد؟
فياض ابراز داشت: غريزه گرسنگي را ماركس بنا گذاشت و فرويد هم گفته كه تمام ساختار فرهنگي جامعه تابع مسائل جنسي است و من هم معتقدم اگر عقده جنسي رفع شود اين منازعات هم وجود ندارد.
يوسفي در پاسخ به سوال دانشجويي كه پرسيد توان حل اين منازعات از عهده چه كسي برميآيد، اظهار داشت: دولت به مفهوم عام در توانايي حل منازعه ضعيف شده و بسياري از وفاداران به انقلاب نگرانند و حتي مقام رهبري هم اصرار ميكند اما توان حل منازعه كاهش يافته و به نظر من شخص رهبري بسيار قابل احترام هستند و اين بحث را بايد در كم و كيف رهبري بررسي كرده و رهبر بايد موضعي رفيع به دور از منازعات داشته باشد تا بتواند اين منازعات را رفع كند.
فياض در واكنش به اين صحبت گفت: مطرح كردن بحث مرجعيت يعني برگشتن به دوره شاه و به نظر من براي حل اين وضعيت رفسنجاني و موسوي بايد موضع خود را مشخص كنند و ميخواهم بدانم آنها ميخواهند چه كار كنند.
دكتر يوسفي، رييس شاخه خراسان انجمن جامعهشناسي ايران و عضو هيات علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد با انتقاد بر سياست يارانهاي دولت اظهار داشت: سياست يارانهاي دولت و خوشهها را موفق نميدانم و عدم ثبات در طبقه متوسط جامعه باعث بيثباتي ميشود و اين سياست مثل يك تيغ دو لبه است.
|
|